تا زمانی که خمینی ملعون زنده بود اجازه و مجالی نداد تا این کنه های سمج و زالوهای خونخوار سر از لاک خود در آورند و حتی به او نزدیک شوند و یا مقام و منزلت وی را تهدید کنند. فیوز زندگی همه آنها در دست خمینی و هر کجا که لازم بود گله گله آنها را با شیوه های مختلف سر به نیست نمود و از هتک آبرو و حیثیت تا چاقو و گلوله و بمبگذاری آنها را روانه زیر خاک نمود.
خمینی ، فطرت و ذات هم قماشان خود را بخوبی میشناخت و پرونده و سابقه تیره و تار همگی را در اختیار داشت و خوب میدانست به ملا و آخوند نما نباید روی زیادی داد که سنخ طلبه از قماش بی ریشان کمروی سابق و ریشداران پرروی جدیدند و زانو زخم خورده در محرابهای مشهد و حجره های تاریک قم.
این شکم داغ به کمر خورده های دوران کودکی ، با تجربه های دردآور ایام نوجوانی و بلغور کردن چهار کلام تازی که حتی تلفظ و معنای آنرا هنوز هم تشخیص نمیدهند ، خود را ارباب علوم و سرور جن و انس و عالم و آدم میدانند و اگر قدرتی بدست آورند همان میکنند که نمرود نمود.
همه جیره خواران و دردمندان افسل اعضای بدن فقط به به گو بودند و دستمال بدست و آلت فعل و از ترس قدرت مخوف خمینی ، آسه بیا و آسه برو و شرمنده ایام گذشته.
از جمله این قبیله شیخ روباه صفت و فرصت طلب خونخواری بود که با آتش زدن سینما رکس آبادان مراتب ارادت عملی یا همان "بیعت فقهی" خود را به خمینی اثبات و ادا نموده ولی بخاطر گذشته تاریک و کثیف خود قدر و قیمتی در بارگاه خمینی نداشت.
مسند قدرتی که بنیان آن با خون و آتش و ظلم و جور بر قرار شده بود. منبر آن بر فراز اجساد جوانان و عمله های سازنده آن را زور گیران و چاقوکشان و جاکشهای سابق شهر نو ، دیزل اباد ، سی متری و شیرین بیان و کارخانه لَری تشکیل میدادند.
پس از مرگ خمینی ملعون، با سرعتی برق آسا ، مفعولان سابق فاعل شدند و شغالان شپشوی زباله دانهای قم و مشهد بر جنازه وی حاضر و ادعای ارث و میراث نمودند.
با توسل به کوسه صفتی که امروز دندانی برایش نگذاشته اند ، آسید علی پائین خیابانی ، شمع دزد بارگاه رضا و قاتل بیگناهان سینما رکس یک شبه ره صد ساله پیمود و با شیوه ای کودتاوار همه اراذل و اوباش و رقیبان بیت را از دور خارج و بر مسند خمینی تکیه زد.
شیخ شاهد دوران گذشته ، ظاهرا بجز وراجی و پشت هم اندازی و دستمال بدستی و بی شخصیتی و بی بته گی هنری نداشت. خود را شاعر مسلک و اهل کتاب نشان داده و بندگی بی چون و چرا گزیده بود و در رذالت و پستی و دنائت کم از ارباب سابق خود نبود.
Labels: تاریخ, جنایات ولی مطلقه فقیه, سیاست عین دیانت, فساد, مافیای قدرت
بدینوسیله تشکر خود را از مقام عظما که با راندن کلماتی گه هر بار به خود و ولایت مطلقه خود تگری از نوع اسهالی زدند و با چسباندن گوز و شقیقه (اسلام و دموکراسی) جهانی را به خنده کشاندند سپاسگزارم و امید آنکه باز هم سوراخ عنابی متعفن خود را باز کرده و ترکمون بیشتری را به هیکل شریف خود و سایر آفات عظام و جیره خواران بیت بزنند.
نماز فرمایشی جمعه 15 بهمن 89 تاریخی بود.
در ضمن یکی از دزدان بیت المال فرموده اند حصرتعالی سالی یکبار به آسمان میروید و با انبیاء تیله بازی میکنید. ممکن است خواهش کنم اینبار که مشرف شدید همانجا کنگر خورده و لنگر بیاندازید تا ایران و ایرانی از تعفن وجود نکبت بار آن مقام عظما راحت شود.
Labels: رسم روزگار, روضه های دیکتاتور, سیاست عین دیانت, فساد
Labels: استحمار, روضه های دیکتاتور, سیاست عین دیانت
ای کسانیکه دایما چرند می بافید که: این امام زمان است که مملکت را اداره میکند! پس کجاست این امام زمان دروغین شما که از مردم بیگناه ایران در مقابل قاتلان و دزدان و ستمگران عمامه بسر حمایت کند؟
مگر نه همه امور سیاسی ، اجتماعی ، نظامی و اقتصادی ایران به برکت حضور امام زمان حل و فصل میشود و بر تمام امور جاریه ایران واقف است! پس کجاست که ببیند زنان و مردان شیر صفت ایران را بفرمان دیوانه ای بنام خامنه ای به زندانهای 20 و 30 ساله و محرومیت از شغل و حرفه و شلاق و شکنجه محکوم میکنند؟
چرا بجایی پرداخت باج به تروریستهای بین المللی ، این عالیجناب نامرعی که با رهبر مخبط و دیوانه ایران عکس خانوادگی میگیرد بوی نمیگوید برای رفاه حال مردم باید اقدام نمود؟ یا شاید در گوشه ای از کاخ مجلل رهبری نشسته و با حرامزاده ایکه خود را نواده امام موسی کاظم معرفی میکند در حال تیله بازیست؟
کجاست این مهدی زمان تا ببیند فقر و فساد چنان جامعه را گرفته که مردم نه تنها ناموس بلکه فرزندان خود را میفروشند تا ادامه حیات دهند؟
مگر این مهدی موعود خیالی شما ستمکاران قرون ، کور و کر و خر است که ظلم و تعدی و فساد و دزدی و دروغهای دایمی شما میبیند و میشنود و همچنان ساکت میماند؟
این آقای امام زمان در کدام گوری پنهان شده که هر روز و شب و بطور محرمانه آزادیخواهان ایرانی را در شکنجه سراهای ولایت فقیه شکنجه و اعدام میکنند و صدایش هم در نمیآید ولی هرگاه لازم باشد به خواب یکی از همین نوکران رژیم استبداد نعلین میرود و برای برای سلامت رهبر مالیخولیائی دعا میکند؟
یکی از این آفت الله های مفتخور و جاکش مستقر در قم و تهران بمردم ایران توضیح دهد: امام زمانی که همه ندانم کاریها و کثافتکاریهای خود را بگردنش میاندازید کجا بود که 80 نفر از هموطنان بیگناه ما با سقوط هواپیماهای اسقاطی ولایت مطلقه کشته شدند؟
Labels: استحمار, بی لیاقتی رژیم ولایت فقیه, جنایات ولی مطلقه فقیه, سیاست عین دیانت
برداشت عمومی آنست که با نصب نورافکن در "رهبر موبیل" میخواهد چهره و ریش دکلره خود را نورانی و مقدس جلوه دهد. توقع داشتید مخرج متعفن و بوگندوی خود را نورانی نشان دهد؟
اعتراض آنست که موسیو علی با علوم انسانی مخالف است و کرسی آنرا در دانشگاهها تعطیل کرده است. توقع داشتید با علوم حیوانی مخالف باشد و طبیعت واقعی خود را انکار کند؟
میگویند موسیو علی مسایل روزمره و اصلاح و تربیت جامعه را فقط با اعدام کردن و قطع نفس ماست مالی میکند زیرا راه حلی برای مشکلات جامعه نداشته و ندارد. ممکن است کسی بمن بگوید اسلام در طول 1488 سال گذشته کدام راه حل انسانی برای بهبود جامعه داشته که موسیو علی بتواند آنرا سر مشق خود قرار دهد؟
روزنامه ها نوشتند که با محاسبات دقیق انجام شده توسط سازمان انفورماتیک حکومت ولائی در قم ، چنین کشف شده که موسیو علی نواده خلف فلان امام و شجره اش به اعراب بدوی شبه جزیره عربستان میرسد. چه توقع عجیبی میخواهید رهبر ساندیس خواران جهان دروغ بگوید که ایرانی و حلال زاده و سر سفره پدر نان خورده است؟
مرتبا تاکید میشود که موسیو علی راس نظام است. کاملا صحیح است ولی تصریح نشده چند راس؟
ایراد میگیرند که چفیه سیاه سفید به گردن میاندازد. انتظار داشتید چارقد گل بته ای مامان جانشان را روی سر مبارکشان بیندازند؟
میگویند در هر سطر از روضه های ایشان (منظور همان سخنرانی است) حداقل یکبار از دشمن نام برده میشود. آیا توقع دارید ایشان جای دوست را نشان دهند؟
در اخبار آمده که مسیو علی چندین بار مثل سگ تاتوره خورده برای گرفتن عنوان آیت اللهی به قم رفت و برگشت و انواع دستمال از نوع مخملی و یزدی و ابریشمی و حتی کلینکس را بکار برد ولی هنوز ویرا حجه اسلام خطاب میکنند. یادم نیست کدام شاعر گفته که: خر عیسی گرش به مکه برند ، چون بیاید هنوز خر باشد. (قصد توهین به هیچ مخلوقی نیست و از طرفی در مثل هم مناقشه نیست)
چه توقعاتی داریم!
Labels: تبلیغات, جبر تاریخ, سیاست عین دیانت
اخبار امروز جهان تحت الشعاع نجات 33 معدنچی در سان خوزه شیلی قرار گرفت. پس از 69 روز زحمات فراوان و شبانه روزی تیم های مختلف نجات در ساعت 7 ونیم بوقت ایران اولین معدنچی از عمق 600 متری زمین خارج و به آغوش خانواده نگران و رئیس جمهور منتظر و سایر مقامات دولتی و صدها دوربین خبرگزاریهای مهم دنیا باز گشت. رئیس جمهور و مسئولان دولتی بولیوی بخاطر پیشواز تنها معدنچی بولیوی نیز به شیلی سفر نموده تا بازیافت زندگی ویرا تبریک گویند. این شرافت بشری است.
در 69 روز گذشته 12 نفر در اصفهان ، زنجان ، دهدشت و پیش 16 نفر در کردستان و بلوچستان و ... تعدادی نامشخص که رقم آن از صدها نفر بیشتر تخمین زده میشود در مشهد اعدام شده اند. آخرین خبر آنکه دادستان! مشهد از قطع دست سارقی ابراز خوشحالی نموده و اینکه این عظمت و جلال جمهوری اسلامی را ادامه خواهند داد! اینهم کرامت اسلامی!؟
در مقابل شرافت انسانی مردم شیلی سر تعظیم فرو میآورم و به کرامت اسلامی خامنه ای تف و لعنت.
Labels: جنایات ولی مطلقه فقیه, رسم روزگار, سیاست عین دیانت
آشپزباشی